مداد رنگی های من امشب چه زود خوابیدند

               فکر می کنم که آن ها یک خواب خوب دیدند

شاید که خواب آنها ، یک دشت سرسبز باشه

             شاید که توی آن دشت یک عالمه گل باشه

خیال کنم که آن ها ، خواب من را هم دیدند

            یواشکی من رفتم ، کنار تخت آن ها

وقتی خودم خوابیدم ، مداد سبز را دیدم

           به که چقدر قشنگبود ، وقتی خودم خواب بودم

همه ی مداد رنگی هام

              توی خوابم جمع بودند